تو تاکسی نشسته بودم، یه خانوم هم با بچه اش کنارم نشسته بود.بعدش یهو بچش گفت:مامان،یادت میاد اون روز تو خونه ی دایی گ.و.ز.یدی؟مامانش هم به راننده گفت:همینجا پیاده میشم.بیچاره انقدر هول شده بود در ماشینو کوبید به یه ماشین دیگه.راننده هم گفت:خانوم گ.و.ز.یدی که گ.و.ز.یدی ، ر.یدی تو ماشین.
.
.
غضنفر با دوست دخترش تو پارک نشسته بودن که دختره گفت:ای وای بابام داره میاد .غضنفر میگه:بابات تا حالا منو دیده؟دختره میگه نه.غضنفر هم میگه.پس بگو من داداشتم.
.
.
حیف نون تو مجلس ختم نشسته بود به بغل دستیش گفت:انقدر نشستم ک.و.نم خواب رفت.
اون یکی هم گفت:آره صدای خروپفش هم اومد.
برچسب: خنده,جک,جوک,جووک,
نویسنده: حسام
تاريخ: پنجشنبه
22 اسفند
1392 ساعت: 19:44