شوهره شب دیر برمیگرده خونه از مهمونی ....
زنش سرش داد میزنه میگه : اگه دو روز منو نبینی چه احساسی خواهی داشت ؟؟؟
شوهره خیلی خوشحال میگه : این خیلی عالی میشه ....
دوشنبه گذشت و شوهره زنش رو ندید ....
سه شنبه و چهارشنبه هم گذشت ....
پنجشنبه , وَرمِ چشم شوهره کمی بهتر شد و تونست با گوشه چشمش زنش رو ببینه ....
- - - - - - - - - - - - - - - -
نامه شوهری به زنش :))))
عزیزم این ماه نتونسم حقوقم رو برات بفرستم به جاش برات صد تا بوس فرستادم!
جواب نامه:
...
عزیزم از این که برام صد بوس فرستادی ممنون.
اینم شرح خرجها:
معلم بچه ۵ بوس،صاحبخونه ۳۰بوس،با سوپر مارکت به تفاهم نرسیدیم یه جور دیگه حساب کردیم،علی آقا میوه فروش بوس نمیخواد میگه بچه می خوام،اکبرآقا قصاب اونو موندم چیکار کنم ؟
- - - - - - - - - - - - - - - -
یه بار کلاس اول دبستان بغل دستیم بهم گفت: مسخره ...
منم گفتم : اسم بابات اصغره ...
عاقا این دیگه تا آخر سال گیر داده بود که تو اسم بابای منو از کجا میدونی..!
- - - - - - - - - - - - - - - -
امروز سر کلاس یودم دیدم بابام زنگ میزنه بهم، گفتم نکنه اتفاقی افتاده!
رفتم بیرون جواب دادم دیدم نه سلامی نه علیکی میگه: من الآن جلسه م بعدا تماس میگیرم!
برچسب:
نویسنده: حسام